تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - توبه را پشتيبان گناه خود قرار ندهيد
آيا هر چيزى كه زيبا و لطيف و خوشايند است مى تواند علت خنده بوده باشد ؟ البته نه ، زيرا سنخ انبساط روانى در موقع درك زيبايىها شبيه بر انبساط روانى خنده نيست .
شما موقعى كه در مقابل يك منظره يا تابلوى زيبايى قرار مى گيريد و در دريايى از لذت غوطه ور مى شويد ، حس تحسين شما به طور شديد بيدار مى شود ، روح شما را شكوفان مى سازد ، اين شكوفان شدن روح ممكن است با شديدترين تعجب همراه بوده باشد ، ولى حالت خنده را در خود نمى بينيد و اگر هم از نظر عضوى حركاتى در گونه ها و چشمان و لبهاى شما ايجاد شود باز از مقولهء خنده نخواهد بود .
آيا هر چيزى كه زشت باشد و منظرهء كراهت بارى داشته باشد ، مى تواند در شما پديدهء خنده را ايجاد كند ؟ البته نه ، زيرا زشت از آن جهت كه زشت است موجب گرفتگى روح است نه انبساط روح . آيا هر چيزى كه تكرار شود موجب خنده مى گردد ؟ البته نه ، خود تكرار يعنى تعدد حادثه به طور مشابه ، مادامى كه به واحدهاى ديگرى از معلومات يا به بعضى از خواسته هاى ما مربوط نباشد موجب خنده نمى گردد .
آيا هر خلاف قانون و اصلى مى تواند در ما خنده ايجاد كند ؟ البته نه ، نتيجهء روانى كه خلاف قانون و اصل در ما ايجاد مى كند بسيار مختلف است .
مثلًا گاهى موجب بروز حالت اميدوارى مى شود ، در آن موقع كه قانون مفروضى با موقعيت مطلوبى براى خود انتخاب كردهايم نقض مى شود ، حالت اميد و خوشى در ما به وجود مى آورد گاهى موجب ياس و نااميدى مى باشد ، ( چنان كه قانون مفروضى مويد موقعيت مطلوب ما بوده باشد . ) همهء اين مطالب كه در توضيح و تفسير موجبات خنده گفته مى شود ، به اضافهء اين كه تعريف خود خنده را بيان نمى كند ، حتى عوامل خنده را هم كاملا توضيح نمى دهد و ما در مسئلهء هفتم در بارهء اقسام خنده تا حدودى مشروح تر بررسى خواهيم كرد .