تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - توبه را پشتيبان گناه خود قرار ندهيد
خنده و گريه
خنده
((١٦٥٥)) تا نباشد برق دل و ابر دو چشم كى نشيند آتش تهديد و خشم تا نباشد گريهء ابر از مطر تا نباشد خندهء برق اى پسر
((١٦٥٦)) كى برويد سبزهء ذوق وصال كى بجوشد چشمه ها ز آب زلال
خنده و گريه در بارهء تعريف اين دو پديدهء انسانى از دير زمان مطالبى گفته شده است و بنا به نقل هنرى برگسون اين بحث تاريخ بس طولانى دارد . در اين مورد هم مانند ساير موارد نمودهاى روانى كه خود آنها به طور مستقيم قابل تعريف نيستند به توضيح و تفسير عوامل قناعت مى ورزند . بعضى از فلاسفه ى گذشته كه روان شناسى را هم به عنوان يكى از شعب فلسفه مورد بحث قرار مى داند در تعريف خنده به همين مقدار قناعت مى ورزيدهاند كه بگويند :
« خنده آن انبساط روحى است كه ناشى از تعجب است » و « گريه آن انقباض كه ناشى از احساس ناملايم است » .
اين دو تعريف همان مقدار ساده و يك جانبه است كه در تعريف انديشه بگوييم : انديشه حركت قواى ذهنى است .
اين گونه تعريفات شبحى از مفاهيم عمومى را در بارهء پديده هاى روانى قابل تصور مى سازند . بهتر اين است كه تا مى توانيم دو پديدهء مزبور را تا حد ممكن تحقيقىتر و عينى تر مورد بررسى قرار بدهيم .
خنده ما به طور اختصار مى توانيم بعضى از پديده هايى را كه ممكن است موجب خند بوده باشد ، در نظر بگيريم .