تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٠ - ٤ - به عقيدهء استوارت ميل دو امر كه بنياد علم انسان و بلكه بنياد وجود است و بر حسب ظاهر از آن مسلم تر چيزى نيست ، شبهه و فريبى است كه براى انسان از تداعى معانى دست مى دهد
در بارهء كلى بتوانيم فعاليت تعقل را در مقابل حواس چيز قابل توجه محسوب نكنيم و مى توان اين مسئله را مطرح كرد كه چنان كه ( وجدان ) داراى فعاليتهاى زيادى است كه ممكن است متجاوز از پنجاه نوع فعاليت گوناگون بوده باشد - همچنان تعقل داراى قيافه ها و فعاليتهاى متعددى است از آن جمله :
١ - تجزيهء هر كل در هر صورت به اجزاء كوچكتر ٢ - تركيب اجزاء ٣ - حكم به تساوى و برترى ٤ - حكم به معناى قرار دادى ( اعتباريات ) ٥ - حكمهاى حدسى كه مقدمات محسوس ندارند ٦ - هدف گيرى ٧ - وسيله گيرى ٨ - حذف و انتخاب ٩ - تجريد براى كلى گيرى .
چون مسايلى كه در موضوع بحث مطرح كرديم مقدار قابل اعتنايى از آن مسايل روشن است كه بنظر نمى رسد كه با مثال جان استوارت ميل پوشيده بماند ، مى توان گفت : مقصود اينان بيان يك فعاليت درونى است كه بصورت جمع و تركيب و تداعى معانى عمل كند نه اين كه تمام نيروها و فعاليتهاى درون بشرى را در آن چه كه مى گويند منحصر مى كنند .
٤ - « به عقيدهء استوارت ميل دو امر كه بنياد علم انسان و بلكه بنياد وجود است و بر حسب ظاهر از آن مسلم تر چيزى نيست ، شبهه و فريبى است كه براى انسان از تداعى معانى دست مى دهد :
يكى - ادراك نفس و شخصيت خود .
ديگرى - ادراك جهان يعنى چيزهايى كه غير از نفس خود به وجود آنها قايل است ، به شرح ذيل :