تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٨ - آيه
آيه « لَيْسَ عَلَى اَلأَعْمى حَرَجٌ وَلا عَلَى اَلأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى اَلْمَرِيضِ حَرَجٌ ٢٤ : ٦١ . . . » [١] ( براى نابينا و براى آدم لنگ و براى بيمار حرجى ( مشقتى ) نيست . [ در دين اسلامى اين اشخاص ناتوان مانند مردم سالم كه داراى اعضاء و مزاج صحيح هستند به آن احكام موظف نيستند ] ) .
« الله نُورُ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ مَثَلُ نُورِه كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ . . . » ٢٤ : ٣٥ [٢] ( خداوند نور آسمانها و زمين است ، مثل نور او چنين است كه در جايگاه چراغ يك چراغ قرار گرفته ، آن چراغ در ميان شيشه ( يا آيينه ) است گويى ستارهء درخشانى شبيه به در است كه از درخت مبارك زيتون فروزان مى گردد ، درخت زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى ) .
« أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ اَلسَّماءِ فِيه ظُلُماتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ اَلصَّواعِقِ حَذَرَ اَلْمَوْتِ وَالله مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ . يَكادُ اَلْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيه وَإِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَلَوْ شاءَ الله لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصارِهِمْ إِنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . » ٢ : ١٩ - ٢٠ [٣] ( يا مثل آنان [ آنان كه بجاى هدايت گمراهى را پذيرفتهاند ] مانند اين است ابر تاريك در حال باريدن رعد و برقى دارد ، آنان به جهت ترس از مرگ بسبب صاعقه انگشتانشان را در گوش فروها مى برند ، خدا به آنان كه كفر مى ورزند احاطه دارد . اين برق [ آيات الهى و حقايقى دينى ] نزديك است ديده گان آنها را بربايد ، هر چه كه آن
[١] سوره نور ، آيهء ٦١ و سوره الفتح آيه ١٧ . .
[٢] سوره نور ، آيه ٣٥ . .
[٣] سوره بقره ، آيه ١٩ و ٢٠ . .