تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - مسئلهء هفتم اقسام خنده هاى گوناگون
خنده در موارد فراوانى در صورت اشخاص يكسان ديده مى شود . بعضى از روان شناسان اقسام هيجانات عامل خنده را تا ده قسم شمردهاند :
١ - خندهء عضوى - كه به وسيلهء قلقلك دادن ايجاد مى شود .
٢ - شادمانى و هيجان نشاط انگيز - اين همان نوع مطلوب خنده است كه افراد انسانى در بارهء خود و ديگران كه مورد محبت آنها است آرزو مى كنند . مقصود جلال الدين از بيت ذيل همين خنده است :
مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم [١]
شادمانى و نشاط ، همهء انواع و مراتب ضعيف و شديد خود را نمى تواند در خنده اى كه در صورت منعكس مى شود نمودار بسازد . انعكاس خنده در صورت نهايتى دارد كه نمى تواند از آن تجاوز نمايد ، در صورتى كه انواع شادى از نظر عوامل و هيجانات درونى نهايتى ندارد وانگهى همهء شادىها اگر چه موجب شكفتگى روح مى شود ، ولى خنده آور نيست . وقتى كه انسان بيك سود مادى مى رسد يا يك دانش پژوه بحل يك مجهول علمى نائل مى گردد ، درست است كه روحش شكوفان مى شود ، ولى اين شكوفان شدن مستلزم خنده نيست .
خلاصه ، شادمانى و نشاط يكى از عوامل است كه ممكن است توليد خنده كند ، نه اين كه علت صد در صد خنده بوده باشد .
[١] ديوان شمس تبريزى ص ٥٣٩ شماره غزل ١٣٩٣ چند بيت ديگر در اين غزل به قرار ذيل است : گفت كه با بال و پرى من پر و بالت ندهم * در هوس بال و پرش بىپر و پر كنده شدم گفت مرا دولت تو راه مرو رنجه مشو * ز ان كه من از لطف و كرم سوى تو آينده شدم از توام اى شهره قمر در من و در خود بنگر * كز اثر خندهء تو گلشن خندنده شدم .