تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢١ - خداوندا پيش از آن كه پردهء موجوديت ما دريده شود و با اسف انگيزترين وضع با تو و با خويشتن روبه رو شويم با عنايات ربانيت پرده هاى ظلمانى جهل و هوى پرستى را از مقابل حواس ما بردار
را متحمل مى شويم . هر صبحگاه كه از خواب بر مى خيزيم موجودى هستيم كه از حوادث گذشته تبلور يافتهايم و براى رويدادهاى آينده اعلام پذيرش كردهايم .
در اين تجزيه و تركيبها كه سير و سياحت كنان رهسپار نقطه هاى مجهول هستيم ، خود نيز مورد سير و سياحتيم و در هر حال و در هر گونه شرايط سطوح بسيار ناچيزى از اندوخته هاى عمر براى خود ما و ديگران آشكار مى شود و بقيهء سطوح و خطوط و ساير واحدهاى اندوخته شدهء ما زير پرده هاى گذشت زمان هم براى خود ما و هم براى ديگران پوشيده مى ماند ، مسلم است كه اگر اين پرده ها بر كنار شود و موجوديت ما آن چنان كه تبلور يافته است مورد تماشاى ما قرار بگيرد ، ضمناً امكاناتى را كه يك انسان را تا درجهء اعلاى هستى ارتقاء مى بخشد نيز به ما نمودار بسازند ، در اين موقع است كه مى فهميم ما خود را به چه چيزى يا به كدامين كسى فروختهايم .
مهربان پروردگارا پيش از اين كه پردهء موجوديت ما دريده شود و نابودى سرمايهء شخصيت در امتداد عمر گرانبها سقوط ابدى ما را اعلام كند ، در هر صبحگاه و شامگاه پردهء جهالت را از ديده گان ما بر كنار فرماى ، باشد كه خود را دريابيم و با دريافتن واقعيت خويش از بقيهء سرمايهء شخصيت انسانى بهره بردارى كنيم .
بار الها وجدان و عقل بىسلاح ما را از چنگال خونين نفس باز گير ، اين نفس حيوانى ما است كه نه تنها موجوديت ما را دستخوش خيالات و لذايذ زود گذر كرده است ، بلكه اين هستى با عظمت را كه جلوه گاه مشيت تست تيره و تار ساخته است كارد بران اين نفس پليد تا اعماق وجدان و عقل ما نفوذ كرده است .
((٢٤٤٨)) ما ز خود سوى تو گردانيم سر چون تويى از ما به ما نزديكتر با چنين نزديكيى دوريم دور در چنين تاريكيى بفرست نور