تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٩ - جريان طبيعى و دگرگونى كميت و كيفيت و آثار آنها مانند ساير حقايق مربوط به مشيت الهى است
پاسخ اين اعتراض به اين قرار است كه ما در مباحث گذشته بارها اين حقيقت را بررسى و تثبيت كردهايم كه تمام اجزاء جهان ماده و حركت و پديده هاى كميت و كيفيت و روابط و غير ذلك ، بلكه كل مجموعى هستى مانند يك گوى رها شده در فضا نيست كه پس از رها شدن احتياج وجودى و وضع طبيعى او در حركت و سكون و ساير پديده ها از كسى كه آن گوى را زده و رها كرده است بر طرف شود ، يا مانند آن ساختمان نيست كه پس از بنا شدن احتياجش از مهندس و بنا منتفى گردد ، بلكه چنان كه متذكر شديم تحقق هستى كه به شكل يك مجموعهء منظم در آمده است ، مانند فوتونهاى نور است كه از كارگاه توليد برق به وجود آمده و به وسيلهء لامپها هر لحظه در حال ريزش و تجدد است . يا مانند فعاليتهاى مغزى ما است كه هر لحظه از ( من ) صادر مى گردد . چنان كه هر جايگاه روشن در هر لحظه احتياج به ريزش مستمر اجزاى نور دارد و هر جزئىترين فعاليت مغزى به ( من ) نيازمند است همچنين تمام موجودات جهان هستى با همه پديده هايش فيض مستمرى است كه از خدا سرازير مى شود .
روى همين مسئله است كه موضوع معجزات و استجابت نيايشها توجيه و تفسير منطقى پيدا مى كند و اگر جهان هستى عبارت بود از يك سيستم بسته كه از طرف خدا تنظيم شده و به جريان افتاده است ، مسائل فوق به اضافهء مشكلات فراوان ديگر به صورت معماى غير قابل حل و فصل مى گشت .
بنا بر اين موضوع كم جلوه دادن كميت يا مخالف نشان دادن كيفيت نه خلاف واقع است و نه فريب دادن ، زيرا ، حقيقت كميت و كيفيت و آثار آنها با وضع معينى كه در سطح طبيعت براى ما نمودار مى گردد ، با نظر به سلطهء خداوندى حقايق ثابت و غير قابل دگرگونى نيستند . كميت زياد براى جمعيت انبوه از خاصيت سوزانيدن كه آتش دارد در مقابل سيطرهء خداوندى ثابتتر نيست .
در مسئلهء تصرف خداوند در نظم روبناى هستى سلب خاصيت از يك حقيقت دشوارتر از دگرگون كردن ذاتى آن حقيقت نيست ، اين مطلب را مى توانيم در فعاليتهاى درونى خود نيز مشاهده كنيم .