تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٩ - تفسير ابيات
انسان ، بلكه جهل يا سود پرستى مردم است كه با به كار بردن كلمهء ديوانه در بارهء آنها در عين حال كه سقوط و بىشرمى خودشان را تسليت مى دهند ، بزرگترين جنايت را هم مرتكب مى شوند ، زيرا - آن راد مردان سازنده هر مقدار هم كه مى خواستند سرمايهء كلان خود را در اختيار انسانها بگذارند باز همين بىشرمى و سود پرستى خود پرستان از آشكار كردن و بذل آن سرمايه جلوگيرى مى كرد .
فقط مى توان طبقهء پيامبران عظام را از اين قاعده مستثنى دانست ، زيرا - در نتيجهء ارتباطى كه با خدا داشتند اتهامات و زور گويى سود پرستان نمى توانست از انجام وظيفه اى كه پيامبران بر عهده گرفته بودند جلوگيرى نمايد . [١] اين راد مردان نه بر ضد عقل قيام كرده بودند و نه براى تثبيت موقعيت خود مى كوشيدند ، زيرا - گام گذاردن به ما فوق عقول معمولى كه از روشهاى پيش پا افتادهء مردم سرچشمه مى گيرد ، مبارزه با عقل نيست ، بلكه جلوگيرى عقل از انحراف است و اين اصل كه با رشد شخصيت مخصوصاً رشد الهى كه در پيامبران وجود داشته است سطح ( من انسانى ) به ما فوق وسايل درك انسانى گام مى گذارد ، نه اين كه آنها را حذف مى كند - مطلبى است كه در مباحث گذشته تا حدودى روشن ساختهايم .
تفسير ابيات شخصى مى گفت : مى خواهم مرد عاقلى را پيدا كنم كه در مشكلات زندگى با او مشورت نمايم ، شخصى ديگر به او گفت : در شهر ما عاقلى جز آن ديوانه نما [ بهلول ] وجود ندارد .
آن ديوانه نما به يك نى سوار شده در ميان كودكان اسب سوارى مى كند .
آن مرد عاقل كه گنج نهان و جان جهان است ، روز و شب توپ بازى مى كند .
آن ديوانه نما صاحب نظر است و داراى روح شعله ور ، داراى عظمت آسمانى است و سمند اختر زير ران دارد . روح با شكوهش فر و شكوه كروبيان عالم هستى است . موجوديت واقعى خود را در ديوانگى مخفى كرده است .
[١] در قرآن مجيد در حدود پانزده آيه نسبت جنون به پيامبر را نقل كرده است . .