تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٣ - بايستى تعليم و تربيت دو درجهاى باشد
اگر با اين دو اصل عمومى دست به كار شود ، هيچ جاى ترديد نيست كه با عمل به اين دو اصل عمومى باغى كه به دست او سپرده شده است در مدت كمى مختل شده و حالت ديمى و افسردگى به خود خواهد گرفت ، زيرا ، ظرافت گل لادن با مقاومت نخل بلكه احتياج آن به حرارت پنجاه درجه بالاى صفر ، به ريش دو اصل عمومى كه باغبان ما آنها را براى تنظيم باغ و بارور ساختن تمام موجوديت باغ به دست گرفته است خواهد خنديد . گل شبو ، با درخت چنار تنها در يك مفهوم شركت دارند و آن اين است كه هر دو موجود هستند ، ولى به وجود آمدن و بقاى آن دو موجود در قلمرو هستى شان با يكديگر تفاوت فراوانى دارند .
بايستى تعليم و تربيت دو درجه اى باشد يك عده قوانين كلى در تعليم و تربيت پيرو يك عده خواص كلى كه در انسانها وجود دارد ضرورت داشته و بايستى آن قوانين كلى در منتج ساختن تعليم و تربيت اجرا شود ، نظير شعاع آفتاب و آبيارى و آماده ساختن زمين براى اغلب نهالها و گلها .
اين مرحله همان درجهء اول از تعليم و تربيت است كه مرسوم جوامع بوده و كوششها و فعاليتهاى لازم را در آن باره انجام مى دهند ، ولى چنان كه در مبحث گذشته گفتيم هنگامى كه ما با انسانها سر و كار داريم در مقابل هزار اصله درخت چنار يا هزار گل لادن كه از همه جهات و با نظر به اقتضاء و شرايط و موانع وجودى قرار نگرفتهايم كه سه يا چهار قانون بتواند آرمان ما را در تربيت آنها حاصل بدارد ، زيرا ، درست است كه همهء انسانها در اعضاء و صور و نمودهاى مادى تقريباً مشترك هستند ، اما ( خود طبيعى ) و ( من ايده آل ) آنها كه دايما آنها را تحريك نموده موجوديتشان را مى سازد به طورى متفاوتاند كه حقيقتاً نمى توانيم دو فرد انسان را پيدا كنيم كه در زير بناى موجوديتشان ( خود طبيعى و من ايده آل ) شان متحد بوده باشند .