تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٤ - تفسير ابيات
بلكه صاحب دلانند كه شايستهء استماع چنين سخنان مى باشند .
[ در اين جا حالت روحانى جلال الدين به هيجان فوق العاده مى رسد و مى گويد : ] خداوندا عزيز پروردگارا تبديل يك مشت گوشت و خون يا استخراج محصول روحانى دل از مشتى خاك تفاعل يافته از قدرت ما ساخته نيست ، مگر عنايت ربانىات به سراغ ما خاك نشينان محقر بر آيد و در اين قلمرو فوق العاده حساس و باريك لطف الهىات را شامل حال ما فرمايى .
اى خدا اى شنوندهء ضعيفترين صداها اى گيرندهء ناتوانترين دستها دست ما را بگير ، پيش از آن كه عوامل ناخود آگاه طبيعت آن چه را كه بما داده پس بگيرد ، پيش از آن كه به صورت كالا در بازار سوداگران بىرحم جوامع انسانى در آيد و موجوديت ما را در معرض خريد بگذارند ، خريدار موجوديت ناچيز ما باش . پيش از آن كه پرده هاى طبيعى و ساختگى از مقابل ديده گان ما بر كنار شود و تمام هستى خود را در صورت يك موج كثيف در لجنزار زباله دان تاريخ ببينيم از هم اكنون پردهء جهالت و شهوت پرستى را از جلو چشمان ما بردار تا حقيقت و اندوخته هاى خويشتن را رو در روى خود قرار بدهيم ، باشد كه گامى چند در راه تكامل برداريم . خداوندا ما انسانهاى ضعيف را از چنگال نفس پليد كه تا اعماق شخصيت ما فرو رفته است رهايى بخش كيست جز تو اى خداى رؤوف و مهربان كه : اين زنجير گرانبارى را كه نفس حيوانى به دست و پاى ما زده و از كوچكترين حركت آزادانه به سوى اعتلا و تكامل جلوگيرى مى كند ، از وجود ما بر كنار كند .
اى بخشايندهء بخت و اقبال الهى پيش از آن كه اين ركود و جمود اجبارى با زنجير هوا پرستى به ركود ابدى مرگ پيوندد ، پيش از آن كه با همين دست و پاى بسته خاك تيره سراغ ما را بگيرد و مانند ميلياردها افراد ديگر در اعماق ظلمانى خود غذاى مور و مار و حشرات بسازد ، دست و پاى ما را باز كن .
پيش از آن كه ديده گان ضعيف ما كه مستى جاه طلبى و پيروزى بر ديگران و خود فروشى نابينايش كرده است دستخوش بازىهاى حشرات زير خاك شود ، به سوى