تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٨ - رؤيا و خواب چيست ؟
انگيزه هايى را چه از نظر روانى و چه از نظر طبيعى مورد بررسى و بهره بردارى قرار بدهيم ، بدون اين كه علل و انگيزه ها را در استنباط شده هاى فعلى منحصر كنيم . به هر حال مسائل ديگرى در پديدهء رؤيا غير از جنبهء روانى و فيزيولوژى و ساير تفصيلاتى كه مورد كاوش روان شناسان و روان پزشكان و روان كاوان قرار مى گيرد وجود دارد كه حتى به قول فرويد قضايا و قوانين روشن شده در بارهء رؤيا نمى تواند از عهدهء حل و فصل آنها بر آيد .
از آن جمله ، خوابهايى كه در بارهء حوادث آينده به وقوع پيوسته است ، اين خوابها به قدرى فراوان است كه شايد هر كسى در دورهء عمرش كم و زياد ديده يا از اشخاص مؤثق و راستگو شنيده است .
يكى از دوستان عزيزم كه گفتارش مورد اطمينان است ر . ياى ذيل را براى اين جانب نقل كرد :
چند سال پيش با يك نفر از دوستان تبريزى قرار گذاشتيم كه دو روز ديگر كه پنج شنبهء آن هفته بود براى گردش به مرند برويم .
شب پنج شنبه در خواب ديدم كه ماشين ما در نزديكىهاى مرند در يك گودى برگشت و يك نفر مرد دهاتى و يك زن كه چادرى با رنگ مخصوص داشت مردند ، و دوست تبريزى من دست راستش شكسته و به پشتش بر گشته ناله مى كرد ، من سلامت از اتوبوس بيرون آمده فرياد مى زدم آمبولانس ، آمبولانس و تا آن موقع لفظ آمبولانس به گوش من نخورده بود و نمى دانستم معنايش چيست .
صبح از خواب بيدار شدم و به سوى گاراژ رفتم ، ولى خواب شب را به كلى فراموش كرده بودم ، دوستم رسيد و سوار ماشين شديم و به راه افتاديم نزديكى مرند ماشين برگشت و من با زحمت زياد از ماشين بيرون آمدم فرياد مى زدم آمبولانس ، آمبولانس ، در هنگام همين فرياد زدن بود كه خواب شب را متذكر شدم و ديدم همان گودى است كه ديشب در خواب ديده بودم و يك مرد و يك زن با آن مشخصات لباسشان كه ديده بودم افتاده و مرده بودند .
ممكن است بگوييم : كلمهء آمبولانس را سابقاً شنيده و فراموش كرده بود ،