تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٦ - توضيح
ولى نمى خواهيم باين مسئله واقعى متوجه شويم كه : افراد انسانى در عين حال كه مانند نمودهاى فيزيكى مشتركات و كلياتى دارند ، داراى نيروها و فعاليتهاى شخصى هستند كه قابل وحدت گيرى نمى باشند .
تبه كاران و جنايت كاران انسان با انواع گوناگونشان ، راد مردان و مصلحين با عظمت با اقسامشان ، نوابغ فوق معمولى با گروه هايشان ، قهرمانان فراوان با اصنافشان . . . همه و همه مشابه همين افراد معمولى و از محيطهاى مشابه و شرايط عمومى سربلند كردهاند . افرادى تاريخ را مى سازند ، افراد ديگر ساخته شدهء تاريخاند . افرادى باعث افتخار تاريخند ، افراد ديگر حتى باعث زحمت سرازير شدگان در زباله دان تاريخ مى باشند .
اگر بخواهيم با يك مثال ساده اين گونه بررسىهاى تعليم و تربيتى را در بارهء انسانها تصور كنيم خوبست كه نگاهى به روان شناسى يك روان شناس حرفه اى نموده سپس نگاه ديگرى به ويكتور هوگو و داستايوسكى و جلال الدين رومى و تولستوى بيندازيم . قلمرو حركت اين قهرمانان در بارهء انسان با قلمرو يك روان شناس معمولى كه مى خواهد مقدارى از موجودىهاى روانى انسانى را توضيح بدهد آن اندازه تفاوت دارد كه شناسايى محدود آب و ايجاد كردن خود آب .