تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
شود تحقيق و پژوهش نمايد ، لذا به اولين شرط كه مفهومتر است چسبيده مى گويد : اين شرط علت آن پديده است . » [١] » ولى پس از غور و تعمق در اصل و ماهيت هر حادثهء تاريخى يعنى در فعاليت تمام توده هاى مردمى كه در آن حادثه شركت داشتهاند متقاعد خواهيم شد كه ارادهء قهرمانان تاريخى آن حادثه نه تنها راهبر فعاليت توده ها نبوده ، بلكه خود پيوسته به وسيلهء ايشان راهبرى مى شده است . چنين مى نمايد كه اگر اهميت تاريخى را بدين ترتيب يا به طريق ديگر توضيح دهيم تفاوتى نخواهد داشت . اما ميان كسى كه مى گويد : ملل مغرب بدين جهت به سوى مشرق رفتند كه ناپلئون چنين مى خواست و آن كس كه مى گويد : اين حادثه بدين جهت به وقوع پيوست كه مى بايد به وقوع پيوندد ، همان اختلافى وجود دارد كه ميان مدعيان سكون زمين و مخالفين ايشان موجود بود ، مدعيان سكون زمين معتقد بودند كه زمين ساكن است و سيارات گرد آن مى چرخند ، ولى مخالفينشان مى گفتند كه ما نمى دانيم زمين بچه وسيله در حال تعادل نگه داشته مى شود ؟ اما اين نكته را مى دانيم كه هم زمين و هم سيارات ديگر از قوانين معينى پيروى مى كنند . » [٢] » وقايع تاريخى بجز يگانه علتى كه علت العلل است هيچ علت ديگرى نداشته و نمى تواند داشته باشد . » [٣] » اما قوانينى وجود دارد كه حوادث را رهبرى مى كند . ما قسمتى از اين قوانين را نمى شناسيم و قسمتى را هم حدس مى زنيم . كشف اين قوانين تنها وقتى امكان پذير است كه ما علل وقايع تاريخى حوادث را در ارادهء يك فرد جستجو نكنيم ، همچنان كه كشف قوانين حركت سيارات فقط آن گاه امكان پذير شد كه مردم از تصور
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٧٣ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٧٣ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٧٣ . .