ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٨ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
براى او عقيقه كرد و يك ران از آنها را با يك دينار به قابله عطا فرمود، و سر طفل را تراشيده و به وزن موهايش (نقره) تصدّق دادند، و سرش را با زعفران سرخگون نمودند، و فرمودند: اى اسماء! خون ماليدن به سر نوزاد از رسوم زمان جاهليّت است.
شرح: «اسماء بنت عميس اشتباه است و صحيح آن يا اسماء بنت ابى بكر است يا سلمى بنت عميس، چون اسماء بنت عميس در آن هنگام در حبشه بوده، و مؤلّف سه روايت را در اين خبر جمع كرده و اين كه امير ٧ در نظر داشته است نام فرزندش را «حرب» گذارد از ساختههاى مخالفين است و اين نوع از روايات متعلّق به احمد بن عامر طائيست و وى غالبا روايت را خلط و به صورت داستان نقل مىكرده همچنان كه از ضمائر فقالت كذا به صيغه غائب و قلت كذا به صيغه متكلّم پيداست و از اين رو وى چندان مورد اعتماد نيست».
٦- و به همين اسناد از حضرت رضا ٧ روايت كردهاند كه رسول خدا ٦ فرمود: دخترم فاطمه در روز قيامت به محشر مىآيد در حالى كه با او پيراهنى خونين است و يكى از پايههاى عرش را همى گيرد و مىگويد: اى دادگستر! تو خود ميان من و قاتل فرزندم داورى كن، بعد فرمود: به پروردگار كعبه قسم كه خداوند متعال به سود فاطمه حكم و داورى مىفرمايد، و به راستى كه خداوند عزّ و جلّ به غضب فاطمه غضب مىكند و به رضاى او راضى مىشود.