ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
رسول اللَّه من بر شما در نامگذارى پيشى نگرفتهام، ولى دوست داشتم نام او را «حرب» گذارم، رسول خدا ٦ فرمود: من نيز در نام او بر خدايم سبقت نجويم، آنگاه جبرئيل فرود آمد و گفت: اى محمّد خداوند علىّ أعلى تو را سلام مىرساند و مىگويد: «علىّ» نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسى، و رسولى بعد از تو نيست، فرزندت را همنام پسر هارون كن، رسول خدا ٦ پرسيد: نام فرزند هارون چه بود؟ جبرئيل گفت: شبر، رسول خدا ٦ فرمود: زبان من عربى است (و اين لغت عبرى) جبرئيل گفت: نام او را حسن بگذار، اسماء گويد: پس پيامبر نام كودك را «حسن» نهاد، چون روز هفتم شد دو گوسفند خاكسترى رنگ براى او عقيقه كرد، و يك ران آن را با يك دينار به قابله داد، سپس سر نوزاد را تراشيد و به وزن آن نقره تصدّق داد و با گرد زعفران سر او را ملوّن نمود، و به أسماء گفت: ماليدن خون به سر نوزاد از رسوم جاهليّت است.
اسماء گويد: در سال بعد حسين ٧ متولّد شد، رسول خدا ٦ به سراغ او آمد و فرمود: اى اسماء فرزندم را بياور، اسماء حسين را در حالى كه در پارچه