قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٥٧ - براهين قاعده
فإنّ ما يصدر عنه أولا يكون أحدى الذّات ١.
ملاّ رجب على تبريزى، حكيم مشائى مشرب عصر صفويه، اين برهان را در رسالۀ خويش آورده و در باب لزوم سنخيت بين علت و معلول تأكيد بسيار كرده است. وى آن نوع خصوصيت را كه در وجود علت نسبت به معلول هميشه موجود است، به ملكۀ روحى و حالت هنرى اهل صنعت تشبيه نموده است. زيرا مادام كه شخص هنرمند داراى ملكۀ هنرى نباشد، هرگز عملى كه ارزش هنرى داشته باشد، از وى سر نمىزند. شاعر اگر از ملكۀ هنرى و فن ظريف شعر برخوردار نباشد، شعر زيبايى نمىسرايد. نقاش اگر داراى چنين ملكهاى نباشد، اثر ارزندهاى بهوجود نمىآورد، و همچنين است حالت كليۀ ارباب حرف و صنايع ظريفه.
عبارت اين فيلسوف مشائى در اين باب چنين است:
و هذا المناسبة الذّاتيّة التّى ذكرناها هى بمنزلة ملكة الصّانعين بالنّظر إلى صنايعهم كملكة الشّاعر بالنّسبة إلى الشّعر، فإنّ هذه الملكة هى العلّة المخصّصة لصدور الشّعر من الشّاعر دون غيره من الصّناعات ٢.
سيد جلال الدّين آشتيانى در مقام شرح و توضيح كلام ملاّ رجب على تبريزى چنين مىگويد:
جمعى از اهل كلام و گروه كثيرى از ظاهريين از فقها از قديم الايام تا اين عصر از اعتقاد به لزوم سنخيت بين علت و معلول امتناع مىورزند. اين قبيل از مردم توهم كردهاند كه سنخيت ملازم است با بودن علت و معلول تحت نوع يا جنس واحد و بودن علت و معلول در رتبۀ واحد و يا تركيب بين واجب و ممكن.
سپس مىگويد: ملاّ رجب على صدور اكثر از يك موجود واحد را از مبدأ المبادى در اولين تجلى و ظهور حق از سماء اطلاق به اراضى تقييد و تحديد متفرع بر اين اصل كلى نموده است. اين قاعده مورد اتفاق كليۀ حكما از مشاء و اشراق و جميع زيادى از محققان متكلمان و جميع عرفا است. حكماى مشاء و اشراق صادر اول را عقل نخست و عرفاى شامخين صادر اول را وجود عام و فيض منبسط و نفس رحمانى و اراده و مشيت فعليه و. . . مىدانند؛ و برخى از اهل كلام قاعده را مسلم دانسته، ولى حق اول را (نعوذ باللّه) واحد حقيقى نمىدانند ٣.
[١] التحصيل، ص ٥٣١.
[٢] مجموعه منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران. ج ١، ص ٢٤٦.
[٣] همانجا.