نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٩٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
كسى از خوى خويش دست بر داشته باور مكنيد زيرا عاقبت به فطرت خويش باز ميگردد.
١١٦-: إذا شهر المسلم على أخيه سلاحا فلا تزال ملائكة اللّٰه تعالى تلعنه حتّى يشيمه عنه.
وقتى مسلمانى بروى برادر خود شمشير كشد فرشتگان او را لعنت كنند تا هنگامى كه شمشير را در غلاف كند.
١١٧-: إذا طلب أحدكم من أخيه حاجة فلا يبدأه بالمدحة فيقطع ظهره.
اگر كسى از برادر خويش حاجتى ميخواهد گفتار خود را با مدح آغاز نكند و پشت او را گران بار نكند.
١١٨-: إذا ظهر الزّنا و الرّبا في قرية فقد أحلّوا بانفسهم عذاب اللّٰه.
وقتى زنا كارى و ربا خوارى در دهكدهاى آشكار شود مردم آن عذاب خدا را بخود خريدهاند.
١١٩-: إذا ظهرت الفاحشة كانت الرّجفة و إذا جار الحكّام قلّ المطر و إذا غدر بأهل الذّمّة ظهر العدوّ.
وقتى زنا رواج گيرد زلزله پيدا شود،وقتى حاكمان ستم كنند باران كم شود و وقتى كه با ذميان خيانت شود دشمنان چيره شوند.