نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٦٢٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
عدل پر كند چنان كه از ظلم و تعدى پر شده است.
٢٢٢٢-: لتنتقضنّ عرا الإسلام عروة عروة فكلّما انتقضت عروة تشبّث النّاس بالّتي تليها فأوّلهنّ نقض الحكم و آخرهنّ الصّلاة.
دستاويزهاى اسلام يكايك شكسته مىشود و چون دستاويزى شكسته شد مردم بدستاويز بعدى چنگ مىزنند،نخستين دستاويزى كه شكسته مىشود حكومت حق است و آخر آن نماز است.
٢٢٢٣-: لزوال الدّنيا أهون على اللّٰه من قتل رجل مسلم.
سقوط دنيا نزد خدا آسانتر از قتل يك مرد مسلمان است.
٢٢٢٤-: لسان القاضي بين طريقين إمّا إلى جنّة و إمّا إلى نار.
زبان قاضى ميان دو راه است يا بسوى بهشت يا بسوى جهنم.
٢٢٢٥-: لست أخاف على أمّتي غوغاء تقتلهم و لا عدوّا يجتاحهم و لكنّي أخاف على أمّتي أئمّة مضلّين إن أطاعوهم فتنوهم و إن عصوهم قتلوهم.
من بر امت خويش از انبوههائى كه بكشندشان يا دشمنانى كه پا مالشان كنند بيم ندارم بلكه از پيشوايان گمره كار بر امت خويش بيمناكم كه اگر اطاعتشان كنند مفتون شوند و اگر عصيانشان كنند مقتول شوند.