نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤١٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
دشمن دارد،آنها كه خدايشان دوست دارد يكى آن كس كه مردى پيش گروهى آيد و بنام خدا از آنها چيزى خواهد نه بنام- خويشاوندى كه ميان آنهاست و چيز باو ندهند و او از آنها كناره گيرد و محرمانه باو چيزى دهد كه جز او و خدا از آن خبردار نشود ديگر كسى كه با قومى شبانه راه سپارد و وقتى خواب از همه چيز براى آنها دلچسبتر باشد سرهاى خود را بزمين گذارند وى بر خيزد و نماز گزارد و قرآن بخواند،سوم مردى كه با گروهى بجنگ رود و با دشمن روبرو شوند يارانش- بگريزند و او سينه در مقابل دشمن سپر كند تا كشته شود يا فيروز گردد و سه كس كه خدايشان دشمن دارد پير زنا كار است و فقير متكبر و ثروتمند ستمگر.
١٢٥٢-: ثلاثة يحبّهم اللّٰه و ثلاثة يشنؤهم اللّٰه:الرّجل يلقى العدوّ في فئة و ينصب لهم نحره حتّى يقتل أو يفتح لأصحابه و القوم يسافرون فيطول سراهم حتّى يحبّوا أن يمسّوا الأرض فينزلون فيتخّلى أحدهم فيصلّي حتّى يوقظهم لرحيلهم و الرّجل يكون له الجار يؤذيه جاره فيصبر على أذاه حتّى يفرّق بينهما موت أو ظعن و الّذين يشنؤهم اللّٰه:التّاجر الحلاّف و الفقير المختال و البخيل المنّان.
سه كسند كه خدا دوستشان دارد،و سه كسند كه خدا