نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٥٤ - مقدمۀ چاپ دوّم
بس كنيد. [١]يك بار شنيد كه دو تن در آيهاى اختلاف كردهاند خشمگين شد و فرمود:«اسلاف شما از اين جهت هلاك شدند كه در كتاب خويش اختلاف كردند.» [٢]ميفرمود:«قرآن نازل نشده كه آيههاى آن را با هم قياس كنيد كه آيههاى قرآن مصدّق يك ديگر است، هر چه از آن را دانستيد عمل كنيد و هر چه متشابه بود بدان مؤمن باشيد». [٣]از تفسير قرآن به هوس و رأى،بشدّت منع كرده بود كه:
«هر كه قرآن را براى خويش تفسير كند اگر هم بصواب كند خطا كرده است.»بهمين جهت قسمتى از گفتار وى توضيح آيههاى قرآن بود كه قرآن مشكلات و متشابهات داشت و بسيار كسان به غرض يا بغفلت حتى آيههاى واضح را توضيحات عجيب ميكردند،في المثل در آيۀ يك صد و هشتاد و چهارم از سورۀ بقره در بارۀ شب صيام كه گويد:
كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ و سپيدى صبح و سياهى شب در اختلاف سحرگاه برشته سپيد و سياه همانند شده و استعارهاى ظريف شايستۀ قرآن در سخن هست.يكى از ياران،شبانگاه روزه،رشتۀ سپيد و سياه بكف در حياط همى رفت تا سياه از سفيد كى تواند شناخت و پيمبر او را از غفلت باز آورد كه رشتۀ سياه و سپيد،روشنى و تاريكى روز و شب است.
و هم آيۀ نود و چهارم از سوره مائده كه متمّم آيۀ تحريم خمر است و بجواب شبهۀ كسان در بارۀ آن مؤمنان كه خمر ميخورده و بمردهاند آمده كه: لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جُنٰاحٌ فِيمٰا طَعِمُوا، شبهۀ ديگر پديد آورده بود كه عثمان بن مطعون و عمرو بن معديكرب كه مردمى تجمل دوست بودند و به ميخوارگى رغبتى داشتند پنداشتند كه بحكم
[١] بخارى.
[٢] مسلم.
[٣] اعلام الموقتين.