نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٣٤ - مقدمۀ چاپ دوّم
١٣٢٧-: الجنّة بناؤها لبنة من فضّة و لبنة من ذهب و ملاطها المسك الأذفر و حصباؤها اللّؤلؤ و الياقوت و تربتها الزّعفران من يدخلها ينعم لا يبأس و يخلد لا يموت لا تبلى ثيابهم و لا يفنى شبابهم.
ساختمان بهشت خشتى از نقره و خشتى از طلاست و گل آن مشك اذفر است و سنگريزۀ آن لؤلؤ و ياقوت است و خاك آن زعفران است و هر كه وارد آن شود پيوسته متنعم است و از بدبختى بركنار، جاودان زنده است و نميرد، لباسشان كهنه نمىشود و جوانيشان پايان نپذيرد.
١٣٢٨-: الجنّة تحت أقدام الامّهات.
بهشت زير قدم مادران است.
١٣٢٩-: الجنّة تحت ظلال السّيوف.
بهشت زير سايۀ شمشيرهاست.
١٣٣٠-: الجنّة حرام على كلّ فاحش أن يدخلها.
دخول بهشت بر مردم بدزبان حرام است.
١٣٣١-: الجنّة دار الأسخياء.
بهشت خانه سخاوتمندان است.
١٣٣٢-: الجنّة لكلّ تائب و الرّحمة لكلّ واقف.
بهشت متعلق بتوبهكاران است و رحمت متعلق بوقفگذاران است.
١٣٣٣-: الجنّة مائة درجة ما بين كلّ درجتين كما بين السّماء و الأرض.
بهشت صد درجه است و فاصله