نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٤٣ - مقدمۀ چاپ دوّم
انحراف از معنى حديث نيز چون تحريف آن،مايۀ تشويش مىشود و از آن نمونه بسيار است في المثل مؤلف ضحى الاسلام از مقصد اين حديث كه بخارى در باب فتن آورده كه پيمبر فرمود:
«صد سال ديگر از آنها كه بر پشت زمينند يكى نخواهد بود.»منحرف شده و آن را دروغ پنداشته كه به نظر وى اقتضاى حديث اين بوده كه پس از صد سال يكى در دنيا نباشد و چون چنين نشده پس بىگفتگو حديث دروغ است.اما گوئى معنى چنين است كه پس از صد سال از آنها كه در زمان حديث بر پشت زمين بودهاند يكى نماند و جز اين نشده است،ممكن است در سند حديث خللى باشد يا بر مفاد آن اشكالى توان گرفت كه اين توضيحات واضحات است اما به هر حال در متن حديث،دليلى بر دروغ بودن آن نيست.
شايد همين تحريفها و انحرافها در متون حديث كه قطعا بسيارى از آن نامكشوف مانده مشايخ قديم را واداشته تا نقل و روايت را به اجازۀ خاص مقيد كنند كه شرط آن قرائت شفاهى بود و اين رسم از قرون سلف تا نزديك به دوران ما محفوظ بود و اگر رشتۀ حديث نگسيخته و سنّت پيمبر مشوش نشده نتيجۀ آن غيرت و حميّت است كه اهل حديث در ضبط و روايت دقيق آن ميكردهاند.
اين شمهاى از آن خلطها و تشويشهاست كه معتمّدان مغرض و جاعلان خبيث و غافلان خوش نيت در ميراث عظيم محمّد(ص) كردهاند،ميراثى كه اگر خاكستر اوهام و اساطير از آن برخيزد شعلهاى جهان افروز است و هنوز پس از قرنها براى روشن كردن جانها و رهانيدن جهان ما از اين افراطهاى خطرناك و تفريطهاى هول انگيز مايهاى رسا دارد.
و من اين مجموعه از حديث شريف پيمبر را ضمن فحص و