نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٤١ - مقدمۀ چاپ دوّم
عنّا يعنى از پيش ما برويد،و اين تصحيف حديث:ادهنوا غبّا است.
يعنى دير به دير روغن بزنيد كه بدوران وى حمام نبود و شستشوى تن جز بضرورت نميكردند و روغن زدن وسيلۀ آرايش مردمان بود كه بعضى زنان مكه نذر كردند تا انتقام كشتگان بدر روغن نزنند و بعضى كسان چنان در روغن زدن افراط ميكردند كه لباسشان چون روغن فروشان بود و پيمبر براى پاكيزه ماندن تن و لباس،اين دستور فرموده بود! حامد صوفى از محمّد بن مذكر شنيده بود كه پيمبر فرمود:زرعنا تزداد حنا.يعنى كجى زراعت ما فزون مىشود و آنگاه قصهاى طولانى گفته بود ما حصل اينكه گروهى بودند كه زكات غلات خويش نمىدادند و صدقه نميكردند و همه زراعتشان رويهم خفت و همه اين قصه بيجا بود كه اصل حديث:زر غبّا تردد حبّا بود كه با افزودن يك الف و دو تصحيف از معنى برون شده بود.
ابو منصور محمّد فقيه به عدن يكى را ديده بود كه ميگفت پيمبر چون بنماز ميايستاد،بزى برابر خويش مينهاد و چون حديث مورد استشهاد وى را ديد چنين بود:كان رسول اللّٰه إذا صلّى نصب بين يديه عنزة و اين مرد عنزه را كه نون وسط آن مفتوح است و نيزه معنى مىدهد با جزم نون خوانده بود كه معنى آن بز مىشود.
و يكى از مشايخ بزرگ دوران اخير كه از اقطاب فقه و اصول بود در اين حديث پيمبر كه:من كان على جدة وجب له الحجّ،جده را كه به كسر جيم و فتح دال بمعنى دارائيست جدّه با جيم مفتوح و دال مشدد مكسور خوانده و به توجيه آن كه چگونه هر كه در جده باشد حج بر او واجب مىشود تقريرى مفصل كرده بود.
و شيخ ما محمّد گنابادى خراسانى رحمة اللّٰه عليه كه به فطنت و