نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
چه ديدى از چشم خود ديدهاى.»ابو موسى مضطرب برفت و از جمله اصحاب كه اين سخن از پيمبر شنيده بودند يكى را بشهادت پيش عمر آورد [١]گوئى اصرار عمر در جلوگيرى از نقل حديث از آنرو بود كه رواج حديث را مايۀ بىرغبتى كسان به قرآن ميشمرد.وقتى گروهى از انصار از مدينه به شام ميشدند،عمر بايشان گفت:«شما پيش مردمى ميرويد كه زبانشان به قرآن گوياست،آنها را بحديث از قرآن باز مداريد» [٢]مسلّم است اين همه سختگيرى كسان را از ضبط و نقل حديث باز نمىداشت و آن مايه حديث درست كه در صحاح عامّه و اصول خاصّه هست از كوشش آن دوران بجاى مانده است.
ضبط حديث بحافظه ميكردند و در كار كتابت آن،ملاحظات و نظريات مختلف بود.در حيات پيمبر از احاديث وى مجموعهها كرده بودند،گوئى آن منع صريح كه از ثبت گفتار خويش كرده بود عام و مطلق نبود و مردم دقيق عالم به خفيات امور كه به ثبت و فهم و دقت و ضبطشان اعتمادى بود،اين كار به اجازۀ وى ميكردند.على(ع) مجموعهاى از احاديث به املاى پيمبر به قلم آورده بود كه در خاندان وى نسل به نسل ميرفت و قسمتى از آن در كتاب بصائر الدّرجات محمّد بن حسن صفار كه از منابع اساسى احاديث خاصه بقلم ميرود ثبت افتاده است. [٣]و هم ابو رافع مولاى پيمبر از احكام و قضاياى وى مجموعهاى فراهم كرده بود [٤].اسما دختر عميس همسر جعفر بن ابى طالب مجموعهاى داشت كه بعضى احاديث رسول را در آن فراهم آورده بود،و هم سعد بن عباده انصارى متوفى بسال ١٥ هجرى مجموعهاى داشت كه بعضى اعمال و اقوال پيمبر در آن ثبت
[١] مقدمة معرفة علوم الحديث.
[٢] دارمى.
[٣] تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام.
[٤] تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام.