نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٥ - مقدمۀ چاپ دوّم
بكسانى كه در بارۀ قدر سخن داشتند گفت:«اسلاف شما از بحث قدر بهلاك افتادند بشما دستور ميدهم،كه در اين باب مشاجره نكنيد.» [١]در بارۀ كسانى كه به بحثهاى بىحاصل سرخوشند ميفرمود:«پيوسته سؤال ميكنيد تا آنجا كه گوئيد:«همه چيز را خدا آفريد اما خدا را كى آفريد.» مجلس وى عام بود،هر كه خواهى گو بيا و هر كه خواهى گو برو خانۀ وى نيز حاجب و دربان نداشت.اما زائران سمج موقع نشناس را خوش نداشت،گوئى ابو هريره دوستى از اين جمله بود كه بدو فرموده بود:
زرني غبّا تزدد حبّا. و گويا حديث:
«زر غبّا تزدد حبّا». كه با حذف ضمير متكلم بصورت عام روايت شده تحريف همين عبارت است.
ادب و انضباط مجلس را خوش داشت،روزى بمسجد شد و حاضران را ديد كه حلقهها بودند فرمود چرا متفرّقيد فراهم آئيد [٢]كه فرموده بود:
يد اللّٰه مع الجماعة. در انجمن عام،همگان بدور وى حلقه ميزدند و هر كه ميرسيد بىرعايت نسب و مقام،هر جا فراغى بود مىنشست [٣]فرموده بود:«كسى،كسى را از جا برنخيزاند كه بجاى او بنشيند.» [٤]و:«هر كه از جاى خود برخاست و بازگشت باشغال آن اولى است» [٥]و:«روا نيست در مجلس ميان دو كس بىاجازۀ آنها فاصله افكنند. [٦]و آن كسان را كه از جمع جلوتر آمده درون حلقه مىنشستند لعنت كرده بود. [٧]يك روز سه كس بيامدند،يكى در
[١] مسلم،بخارى،ابو داود.
[٢] ابو داود،مسلم.
[٣] بخارى حديث جابر بن ابى سمره.
[٤] بخارى.
[٥] بخارى.
[٦] ابو داود.
[٧] ترمدى حديث حذيفه.