نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧٠٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
آشتى ميان كسان و نيكخوئى نميكند.
٢٦٥٢-: ما فتح رجل باب عطيّة بصدقة أو صلة إلاّ زاده اللّٰه تعالى بها كثرة،و ما فتح رجل باب مسألة يريد بها كثرة إلاّ زاده اللّٰه تعالى بها قلّة.
هر كه با صدقهاى يا صلهاى در بخششى گشايد خداى والا بسبب آن مال وى بيفزايد و هر كه در سؤالى بگشايد و از اين راه فزونى جويد خداى والا وى را نقصان فزايد.
٢٦٥٣-: ما كان الفحش في شيء قطّ إلاّ شانه و لا كان الحياء في شيء قطّ إلاّ زانه.
بدى و بد زبانى در هر چه باشد آن را خوار كند و حيا در هر چه باشد آن را زينت دهد.
٢٦٥٤-: ما كان الرّفق في شيء إلاّ زانه و لا نزع من شيء إلاّ شانه.
مدارا در هر چه باشد آن را زينت دهد و از هر چه دور شود آن را خوار كند.
٢٦٥٥-: ما كرهت أن تواجه به أخاك فهو غيبة.
هر چيزى كه دوست ندارى رو بروى برادر خويش كنى غيبتست.