نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٩٠ - مقدمۀ چاپ دوّم
اگر بخواهد آن را ببخشد و از آن درگذرد،دفترى كه خداوند از هيچ چيز آن نميگذرد ستمهائى كه بندگان بيكديگر كردهاند و ناچار بايد تلافى شود.
١٦٠٨-: الدّين النّصيحة.
كمال دين خير خواهى است.
١٦٠٩-: الدّين دينان:فمن مات و هو ينوي قضاءه فأنا وليّه و من مات و لا ينوي قضاءه فذاك الّذي يؤخذ من حسناته ليس يومئذ دينار و لا درهم.
دو جور قرض هست هر كه بميرد و در دل دارد كه قرض خود را بپردازد من ولى او هستم و هر كه بميرد و در دل دارد قرض خود را ندهد،در مقابل آن از اعمال نيك وى بردارند زيرا در آن روز دينار و درهمى نيست.
١٦١٠-: الدّين راية اللّٰه في الأرض فإذا أراد أن يذلّ عبدا وضعها في عنقه.
قرض پرچم خدا در روى زمين است و هر كه را خواهد ذليل كند آن را بگردنش مىگذارد.
١٦١١-: الدّين شين الدّين.
قرض مايه خوارى دين است.