نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٣٢٣ - مقدمۀ چاپ دوّم
٨٣١-: إنّ الميّت إذا دفن سمع خفق نعالهم إذا ولّوا عنه منصرفين.
وقتى مرده را بخاك سپارند، صداى كفش كسان را كه از قبر وى باز ميگردند خواهد شنيد.
٨٣٢-: إنّ الميّت يعرف من يحمله و من يغسله و من يدلّيه في قبره.
مرده كسى را كه بلندش كند و كسى را كه غسلش دهد و كسيرا كه در قبرش نهد ميشناسد.
٨٣٣-: إنّ النّاس إذا رأوا الظّالم فلم يأخذوا على يديه أوشك أن يعمّهم اللّٰه بعقاب منه.
وقتى مردم ستمگر را ديدند و او را از ستم باز نداشتند بيم آن مى رود كه خدا همه را بعذاب خود مبتلا كند.
٨٣٤-: إنّ النّاس لا يرفعون شيئا إلاّ وضعه اللّٰه تعالى.
مردم چيزى را برترى ندهند جز آنكه خدا آن را تنزل دهد.
٨٣٥-: إنّ النّاس لم يعطوا شيئا خيرا من خلق حسن.
بمردم چيزى بهتر از اخلاق نيك ندادهاند.
٨٣٦-: إنّ الودّ يورث و العداوة تورث.
دوستى موروثى است و دشمنى موروثى است.
٨٣٧-: إنّ الولد مبخلة مجبنة مجهلة محزنة.
فرزند موجب بخل و ترس و