نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧٤٠ - مقدمۀ چاپ دوّم
٢٨٤٥-: من سئل النّاس أموالهم تكثّرا فإنّما هي جمر فليستقلّ أو ليستكثر.
هر كه براى فزونطلبى چيزى از مال مردم بخواهد آتشست كم بر گيرد يا زياد.
٢٨٤٦-: من نظر في كتاب أخيه بغير إذنه فكأنّما ينظر في النّار.
هر كه بىاجازه برادرش در نامه او نگرد گوئى در جهنم نگريسته است.
٢٨٤٧-: من مشى منكم إلى طمع فليمش رويدا.
هر كه از شما بدنبال طمعى ميرود آهسته رود.
٢٨٤٨-: من أصبح لا ينوي ظلم أحد غفر له ما جنى.
هر كه صبح كند و قصد ستم كسى نداشته باشد گناهانش بخشيده شود.
٢٨٤٩-: مداراة النّاس صدقة.
با مردم مدارا كردن صدقه دادن است.
٢٨٥٠-: من سئل عن علم فكتمه ألجم بلجام من نار.
هر كه از علمى بپرسندش و مكتوم دارد لگامى از آتش بر او زنند.
٢٨٥١-: من نزل على قوم فلا يصومنّ تطوّعا إلاّ بإذنهم.
هر كه مهمان قومى شود بىاجازه آنها روزه دلخواه نگيرد.