نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٤٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
نبود.
چاپ نيمۀ دوم نهج الفصاحه معوّق ماند كه مرا از امور واهى دنيا اشتعالات ديگر بود و در اين ساليان دراز نيمه چاپ شده كتاب ديرياب شده بود و احيانا اگر دست دوم نسخهاى مىآمد به رضايت به چند برابر قيمت ميبردند كه آشنايان دانسته بودند متاع ما كجائيست تا در ماههاى اخير كه خدا خواست و مقدمات كار فراهم آمد و چاپ همۀ كتاب يعنى نيمه چاپ شده و نيمه چاپ نشده با مشكلاتى كه داشت آغاز و زودتر از آنچه انتظار ميرفت انجام شد.
در اين مدت كه نيمهاى از نهج الفصاحه به دستها بود بسيار كسان هم از آنها كه از بحث و سؤال وضوح حق ميخواهند و هم آنها كه سوداى دگر دارند در بارۀ كلمات نبوى و اصالت و طرق روايت آن و بسيارى مسائل ديگر نكتهها طرح ميكردند كه لازم آمد در بارۀ آن در حدود مكنت كه مراست موشكافى شود و اين سطور كه در حقيقت تكلمۀ چاپ كامل است از اينجا پديد آمد كه اگر خدا خواهد،طالبان معرفت حديث را مدخلى شايسته تواند شد كه بحثى چنين رسا در بارۀ حديث و اطراف آن در متون قديم و جديد نيست و اگر رغبت و فرصتى داشتيد توانيد آن بحث را كه دائرة المعارف اسلامى در بارۀ حديث آورده يا فصل احمد امين را در فجر الاسلام و ضحى الاسلام راجع به حديث با اين سطور موازنه كنيد و هم تنويه فضل خداست اگر گويم و او را شكر كه در همۀ قرون از اين همه حافظ حديث در عرب و عجم مجموعهاى منقّح از اين نوع كلمات پيمبر نپرداختهاند و خداى منّان اين فخر،خاص بندۀ ناتوان خويش كرد كه به روزگارى نزديك موهبتى خوبتر از اينش داده بود و او را سپاسگزار ديده بود كه دل از همه بر گرفته و بدو داده بود.