نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤١٠ - مقدمۀ چاپ دوّم
١٢٤٦-: ثلاثة مواطن لا تردّ فيها دعوة عبد:رجل يكون في بريّة حيث لا يراه أحد إلاّ اللّٰه فيقوم فيصلّي و رجل يكون معه فئة فيفرّ عنه أصحابه فيثبت و رجل يقوم من آخر اللّيل.
سه مورد است كه دعاى كسى در آن رد نميشود يكى آن كه مردى در بيابانى باشد كه جز خدا كسى او را نمىبيند و برخيزد و نماز گزارد ديگر آنكه مردى با گروهى در جنگ باشد و ياران وى بگريزند و او استوار ماند و سوم آن كه مرد در آخر شب براى عبادت برخيزد.
١٢٤٧-: ثلاثة نفر كان لأحدهم عشرة دنانير فتصدّق منها بدينار و كان لآخر عشر أواق فتصدّق منها بأوقية و آخر كان له مائة أوقية فتصدّق منها بعشر أواق هم في الأجر سواء كلّ تصدّق بعشر ماله.
سه نفر بودند يكى ده دينار داشت و يك دينار صدقه داد و ديگرى ده اوقيه طلا داشت و يك اوقيه صدقه داده و سومى صد اوقيه طلا داشت و ده اوقيه صدقه داد همه در ثواب برابرند زيرا هر كدام ده يك مال خود را صدقه دادهاند.
١٢٤٨-: ثلاثة هم حدّاث اللّٰه يوم القيامة،رجل لم يمش بين اثنين بمراء قطّ و رجل لم يحدّث نفسه بزنا قط و رجل لم يخلط كسبه بربا قطّ.
سه كسند كه روز قيامت هم صحبت خدايند كسى كه ميان دو تن سخن چينى نكند و كسى كه هيچ