نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٣ - مقدمۀ چاپ دوّم
زمان،اطاقهاى گلين بر آوردند كه در هر اطاقى يكى از زنان پيمبر جا مىگرفت.پايۀ ديوار و همۀ درگاه مسجد را از سنگ بر آوردند و آنگاه ديوار باندازه قامتى با خشت بالا رفت.محمّد(ص)در حمل خشت با مسلمانان همدست بود و خشت به عباى خود نهاده پاى كار ميبرد،چنان كه تنش خاك آلود شد.على(ع)و عمّار در اين كار از ديگران نشاطى بيشتر داشتند كه خشتهاى سنگين را دو و سه و چهار بدوش ميبردند و از غبار آن باك نداشتند [١].بر قسمتى از حياط طاقى از حصير بر ستونها از تنههاى خرما زدند و روى آن را گل ريختند،اما گل اندك بود و هنگام باران آب گل آلود بر نمازگزاران ميريخت.
يك بار پيمبر را گفتند:«اگر فرمودى گل بيشتر بر آن بريزيم كه آب نريزد،يك بار نيز گروهى از انصار مالى فراهم كرده بياوردند كه اين مسجد بساز و زينت آن بيفزاى،مگر تا چند توانيم زير اين حصيرها نماز كنيم،و پيمبر فرمود:«نزديك وقوع قيامت،مردم بزينت مسجدها تفاخر كنند» [٢]و مسجد همچنان بود تا پس از او تغييرها در آن دادند.زمين مسجد خاك بود و هر كس دامنى شن همراه ميبرد و بجاى خويش ميريخت كه هنگام نماز بخاك و گل آلوده نشود، پيمبر اين بديد و فرمود:«فرشى نكوست.»و همه مسجد را شن ريختند،و همۀ زينت كه در ايّام پيمبر بمسجد وى كردند همين بود.
در سالهاى اول وقتى پيمبر بسخن مىايستاد،پشت به يكى از ستونها ميداد.بسال پنجم هجرت نجّارى از انصار به تبع نمونهاى كه در شام ديده بود منبرى سه پله بساخت كه پيمبر هنگام سخن بر آن مىنشست [٣].
[١] في منزل الوحى.
[٢] انسان العيون.
[٣] الاعلاق النفيسه.