نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٣٨ - مقدمۀ چاپ دوّم
كه اضافات پيشاپيش بوى جعل پارسى مىدهد از استخوان كسرى كه بيت القصيده فضايلش همه قتل عام متهمان مزدكى و تجديد قدرت اسپهبدان و مؤبدان و وابستگان ايشان بود و بنياد آن هرج عظيم را كه سقوط مداين از آن زاد همو نهاد،تمجيد كند و قطعا نكرده است.
بىگفتگو آن كس كه همۀ قدرتهاى عصر خويش را از خرد و كلان به ديدۀ نفرت و حقارت مىديد و ميگفت:«زشتترين نامها نزد خدا مرديست كه نام وى ملك الاملاك باشد كه خدا وى را دشمن دارد و خبيث شمارد كه مالكى جز خدا نيست» [١]چنين كسى زبان به مدح ملك الاملاك نمىگشود.
بجز آن جعل مغرض و آن تحريفهاى عمد كه در حديث كردهاند از آشفتگى خط عرب بسى تحريفها در متون آمده كه بزرگان قوم از همان عصر اول از وسعت دامنۀ آن به تشويش بودند.
خط عربى را از الفباى آرامى گرفته بودند و بدوران ظهور اسلام از اين اقتباس سالى چند ميگذشت،نمونههاى خط آن زمان كه هست چنانست كه با سبق ذهن و حدس و تخمين به زحمت كلمهاى را ميتوان خواند،نقطه و اعراب معمول نبود و مايۀ زبان چنانست كه بىاعراب و نقط از تشابه كلمات مشكلهاى بزرگ ميزايد به يك نقطه محرم مجرم مىشود،زبر و زيرى معنى را زير و زبر ميكند.زيد قاتل أخي را اگر به ضمّ لام قاتل بخوانند معنى مىدهد كه زيد برادر مرا ميكشد و اگر به تنوين يعنى نونى كه در لفظ هست و در خط نيست قاتل بخوانند معنى مىدهد كه زيد برادر مرا كشته است.در:ما أحسن زيد اگر زيد را به تنوين مرفوع بخوانيم معنى مىدهد كه زيد كار خوب نكرد و اگر به تنوين منصوب خوانده شود معنى مىدهد كه چه زيباست زيد و اگر
[١] بخارى مسلم،ابو داود،ترمدى.