نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٧ - مقدمۀ چاپ دوّم
دارد [١]»و هم هنگام سخن ميفرمود:«حاضر بغايب برساند كه حاضر تواند سخن بكسى رساند كه از وى فهيمتر باشد [٢]»كسان را ترغيب ميكرد كه گفتار وى بخاطر سپارند.مىفرمود:«هر كه چهل حديث از من بخاطر سپارد خدايش به بهشت در آرد.»و يا:«...خدايش روز قيامت دانا بر انگيزد.»و يا:«...به معرض حساب نيارد»و يا:«...روز قيامت شفاعت او كنم.» [٣]گوئى در همان دوران،بعض كسان به ثبت قسمتى از سخنان وى پرداخته بودند كه فرمود:«چيزى از من ننويسيد و هر كه جز قرآن چيزى نوشته بايد محو كند.» شايد اين منع از آن رو بود كه بيم ميرفت،ماثور نبوى با آيههاى قرآن بهم آميزد كه بيشتر آن اسقاطها كه در كلمات و آيات قرآن توهّم كردهاند از اينجاست كه توضيح آيهاى يا حديث مستقلى را از عبارت قرآن امتياز ندادهاند.في المثل در آيۀ دوازدهم از سورۀ نساء بدنبال: وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ كلمۀ:«من أم»افزودهاند يا در آيۀ يك صد و نود و هشتم از سورۀ بقره بدنبال: أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ عبارت:
«في مواسم الحجّ»خواندهاند و يا در آيۀ يك صد و چهارم از سورۀ آل عمران بدنبال: يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ جملۀ:«و يستعينون اللّٰه على ما أصابهم»آوردهاند يا در آيۀ بيست و ششم از سورۀ فتح بدنبال: فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجٰاهِلِيَّةِ جملۀ:«و لو حميتم كما حموا لفسد المسجد الحرام»خواندهاند [٤]و مسلم است كه اين عبارات اضافى كه در عصر اول مايۀ گفتگوها شده از متن و سياق قرآن نيست،توضيحاتى است كه پيمبر يا اصحاب
[١] نسائى.
[٢] بخارى.
[٣] خصال صدوق.
[٤] مقدمتان في علوم القرآن.