نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٩٩ - مقدمۀ چاپ دوّم
و در اذهان جاى ميداد.تميم دارى راهبى از مردم فلسطين بود و بسال نهم مسلمان شد و نخستين كس بود كه چراغ بمسجد افروخت كه پيش از آن روشنى مسجد از سوختن شاخ خرما بود.هم او بود كه جام آن مرد سهمى بدزديد [١].و آيۀ صد و ششم و هفتم و هشتم سورۀ مائده در همين باب آمد و گوئى بعضى روايتهاى دجال مايه از او ميگيرد و آن حديث مفصل ديدار دجال در يكى از جزائر بحر كه مسلم،بخطا بنقل پيمبر از او روايت ميكند اقتباسى از افسانۀ سندباد بحرى است كه دجّال را بجاى ديو نهادهاند و تميم،به قالب سندباد رفته است.
عبد اللّٰه بن سبا همان بود كه فكر خدائى على را كه با فكر خدائى عيسى از فلسفۀ افلاطونى جديد گرفتهاند تبليغ ميكرد و بفرمان على (ع)وى و يارانش را به آتش سوختند يا نفى بلد كردند اما مگر ميشد همۀ خاطرها را كه با افكار پليد وى آلوده بود بآتش پاك كرد.
بجز اينان زنديقان دروغزن بودند كه با جعل حديث از اسلام انتقام ميگرفتند.»گويند وقتى ابن ابى العوجاء زنديق معروف را ميبردند كه گردنش بزنند گفت بخدا چهار هزار حديث بساختم كه با آن حلال را حرام و حرام را حلال كردم».زنديقى نزد مهدى عباسى اعتراف كرده بود كه چهار صد حديث از ساختۀ وى بزبان و قلم مردم همى رود و هم يكى از آنها كه از ضلال باز آمده بود ميگفت:
«بنگريد كه ما وقتى رائى داشتيم حديثى بتأييد آن ميساختيم [٢]مهلب بن ابى صفره كه از جانب امويان بسركوبى خوارج ميرفت به ذمّ و تقبيح ايشان حديث مىساخت [٣].نگفته پيداست كه خوارج
[١] ترمدى.
[٢] مقدمة الموضوعات.
[٣] معرفة علوم الحديث.