نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٣٣ - مقدمۀ چاپ دوّم
افسانه و وهم و غرض،بهم انباشتند كه در هر مجموعۀ حديث هر قدر هم در انتخاب آن دقت كرده باشند چيزى از آن هست.
ابو حنيفه نعمان مؤسس فقه و مذهب حنفى كه به حديث،بىاعتنا بود و قياس و استنباط عقل را در صف دلايل فقه بمقام اول ميبرد از هر ششصد و هفتصد حديث متداول زمان خويش يكى برگزيده و يك هزار و شصت و هفت حديث بر گرفته كه شاگرد وى ابو يوسف(م ١٨٢ ه)همه را در مجموعهاى بنام مسند ابو حنيفه آورده و باز در ميان آن مجعولات محقق هست! از جمله حديث عايشه است كه گويد:«پيش از آنكه پيمبر مرا بگيرد،جبريل تصوير مرا براى وى آورده بوده.»بخارى و مسلم و ترمدى نيز حديثى به همين مضمون دارند كه جبريل تصوير عايشه را بر پارچۀ ابريشمين براى پيمبر برده بود.گوئى خلاف نيست كه در اسلام تصوير موجودات جاندار كشيدن و بالتّبع داشتن و ديدن حرام است و ابو حنيفه را فتوى همين است.مگر بجدل گويند كه جبريل فرشته است و بر فرشته تكليف نيست و تواند تصوير عايشه براى پيمبر بيارد و پيمبر تواند يك نظر به مخطوبۀ خويش كند،اما در همان مسند ابو حنيفه حديث ديگر از گفتۀ جبريل هست كه با پيمبر گفت:«ديروز پيش تو آمدم اما براى اين پردۀ مصور كه بر در است به درون نيامدم، سر اين تصوير را ببريد.»معلوم نيست جبريلى كه براى پردۀ مصور از ورود بخانۀ پيمبر صرف نظر ميكند،چگونه تصوير عايشه را براى وى ميبرد.
و هم در مسند ابو حنيفه روايت ديگر هست كه يكى پيش پيمبر آمد و گفت قرآن آموختن نتوانم چيزى بمن بياموز كه از قرآن كفايت كند پيمبر گفت بگو:«سبحان اللّٰه و الحمد للّٰه و لا إله الاّ اللّٰه و اللّٰه أكبر و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّٰه.»