نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٣٧٥ - مقدمۀ چاپ دوّم
١١٠٠-: بين يدي السّاعة أيّام الهرج.
پيش از رستاخيز روزگارى آشفته است.
١١٠١-: بين يدي السّاعة فتن كقطع اللّيل.
پيش از رستاخيز فتنهها پديد آيد چون قطعات شب تاريك.
١١٠٢-: البادئ بالسّلام بريء من الكبر.
آنكه سلام آغاز مىكند از تكبر بر كنار است.
١١٠٣-: البخيل من ذكرت عنده فلم يصلّ عليّ.
بخيل آنست كه مرا پيش او ياد كنند و بر من صلوات نفرستد.
١١٠٤-: البذاء شؤم و سوء الملكة لؤم.
بدزبانى مايه شئامت است و بد سيرتى سرچشمه لئامت.
١١٠٥-: البرّ حسن الخلق و الإثم ما حاك في الصّدر و كرهت أن يطّلع عليه النّاس.
نيكى خلق نيك است و گناه آنست كه بر دل ننشيند و دوست ندارى كه مردم از آن مطلع شوند.
١١٠٦-: البرّ لا يبلى و الذّنب لا ينسى و الدّيان لا يموت اعمل ما شئت فكما تدين تدان.
نيكى كهنگى نگيرد و بدى فراموشى نپذيرد و خداى عادل نميرد هر چه ميخواهى بكن كه هر چه كنى سزايت دهند.