نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٠٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
هر يك از مجموعهاى بنام صحيح يا سنن فراهم آوردهاند كه مايۀ آن احاديث بخارى است و بعضيشان در شرايط صدق و عدالت راويان تساهل بيشتر كرده و كم و بيش بر احاديث بخارى افزودهاند و اين جمله به صحاح ششگانه معروف است.
بناى اين مؤلفان در نقد حديث و تشخيص صحيح از ناصحيح بر تفحّص حال راويان بوده است كه پايۀ علم درايت بر معرفت حال رجال نهادهاند و ايشان اگر سند حديث از ناقل حاضر تا پيمبر يا يكى از ياران وى پيوسته باشد و راويانش همگى عادل و ثقه و صديق باشند حديث را صحيح بايد نام داد و بجز آن در بارۀ حديث اصطلاحات ديگر از حسن و ضعيف و مرفوع و منقطع و موقوف و موصول و مرسل و معضل و مغلق و غريب و شاذ كردهاند [١]كه تفصيل آن از كتب علم حديث بايد جست.
و چون راوى حديث در طبقۀ اول هميشه صحابى است،همۀ اصحاب را باعتبار دوران صحبتشان طبقۀ بندى كردهاند،آنها كه در سالهاى اول به دوران خفاى دعوت،اسلام آوردهاند و آنها كه هنگام ظهور دعوت يك جا به اسلام گرويده و صف مسلمانان را قوت دادهاند و آنها كه به مكه ايمان آورده و بر آزار و تهديد مخالفان پايمردى كردهاند و آنها كه پس از مسلمان شدن براى فرار از محنت مخالفان سوى حبشه رفتهاند و آنها كه از مردم مدينه به مكه آمده در عقبۀ اول با پيمبر بيعت كردهاند و آنها هم كه از مردم مدينه به مكه در عقبۀ دوم با پيمبر بحمايت وى پيمان كردهاند و آنها كه حاضران بدر بودهاند و پيمبر در بارۀ ايشان فرمود شايد خدا بر اهل بدر نگريسته و گفته هر چه خواهيد كنيد كه شما را بخشيدهام و آنها كه از مكه پس از بدر به
[١] اسنى المطالب.