نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٤٨ - مقدمۀ چاپ دوّم
جان دارم به بركات قرآن و اين كلمات بوده كه بوئى از كمال همنشين در من افتاده و اين فضل خداست كه مرا فرصت جمع آورى و توفيق ترجمانى كلمات بزرگترين مرد تاريخ داده بدانسان كه معترضان بانصاف انگشت نقد بر آن نتوانند نهاد و گوئى اهل نظر ترجمه را با اصل مقابل نهادن ناروا ندانند و بسيار كسان همين طريقه را بهتر پسندند كه ضمن خواندن،اصل ترجمه را توانند ديد و هنگام خواندن ترجمه،اصل را پيش چشم خواهند داشت.به پندار من،كه شايد از مايۀ تشخيص اين مسائل بىبهره نباشم اين گناه نيست كه كردهام و اگر هست خدا از بخشش آن دريغ نخواهد كرد.
و معترض ديگر فرموده بود:قسمتى از اين كلمات از منابع عامه است و ندانستم وجه اشكال چيست كه در مجموعهاى از اين باب صحبت خاصّه و عامه نيست،همه بحث از فضيلت است و ترغيب به خير و قدح رذيلت كه مايۀ اسلام و تعليمات محمّد همه اينست و اگر بسيارى احاديث در متون عامّه بوده فراهم آوردنش خاصّه پس از آن نقد دقيق كه كردهام و ناسره از سره برون آوردهام چه محظور ميداشته است؟خدا يكى و پيمبر يكى و دين يكى و كتاب يكى،اگر خلافى هست در كار خلافت و مسائل مربوط به آن است و در اين احاديث كه مجموعه ما از آنست نه خلاف هست و نه جعل،و تصرّف در آن فايدهاى داشته است.بعلاوه گوئى معترض عزيز از ياد برده يا اصلا بياد نداشته كه محدّثان خاصّه بسيارى احاديث از طريق عامّه آوردهاند و همين«اصول چهارصدگانه»كه مايۀ«اصول چهارگانۀ»ما شده بسيارى از آن را غير اماميان پرداختهاند.
حقا من از اين معترضان و آنها كه اعتراضشان ثبت نكردم به حيرتم كه در اين دوران پر آشوب كه سيل خروشان از دو سو از غرب