نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٦٨٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
٢٥٣٩-: لا يزال المسروق منه في تهمة من هو بريء منه حتّى يكون أعظم جرما من السّارق.
دزد زده آنقدر كسانى را كه از دزدى بىخبرند تهمت مىزند كه گناه او از دزد بيشتر مىشود.
٢٥٤٠-: لا يزداد الأمر إلاّ شدّة و لا الدّنيا إلاّ إدبارا و لا النّاس إلاّ شحّا.
در كارها جز سختى نميافزايد و دنيا جز به ادبار نمىگرايد و مردم پيوسته بخيلتر مىشوند.
٢٥٤١-: لا يستر عبد عبدا في الدّنيا إلاّ ستره اللّٰه يوم القيمة.
هر بندهاى كه در دنيا براى ديگرى راز پوشى كند،روز قيامت خدا راز پوش وى شود.
٢٥٤٢-: لا يستقيم إيمان عبد حتّى يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتّى يستقيم لسانه.
ايمان بنده به استقامت نيايد تا قلب وى به استقامت گرايد و قلب وى به استقامت نگرايد تا زبان وى به استقامت آيد.
٢٥٤٣-: لا يستكمل أحدكم حقيقة الإيمان حتّى يخزن لسانه.
هيچ كس از شما حقيقت ايمان را كامل نكند مگر آنكه زبان خويش نگهدارد.
٢٥٤٤-: لا يستكمل العبد الإيمان حتّى يكون فيه ثلاث خصال الإنفاق من الإقتار و الإنصاف من نفسه و بذل السّلام.
تا سه صفت در بندهاى نباشد ايمان وى كامل نشود صدقه دادن در تنگ دستى و انصاف دادن به