نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٨٣٨ - مقدمۀ چاپ دوّم
و تمثيل بخشنده و بخيل را به بينيد كه ضمير دو انسان را چه خوب عيان ميكند.روانشناسى جديد با همه غرور و ادعا ازين نكوتر چه خواهد گفت. .
مثل المنفق و البخيل مثل رجلين عليهما جنّتان من حديد من لدن ثدييهما إلى تراقيهما فإذا أراد المنفق أن ينفق سبغت عليه حتّى يعفو أثره و إذا أراد البخيل أن ينفق قلصت و لزمت كلّ حلقة موضعها فهو يوسّعها و لا يتّسع [٤].
حكايت انفاقگر و بخيل چون دو مرد است كه دو زره آهن بتن دارند از پستان تا گلويشان و چون انفاقگر خواهد انفاق كند زرهاش گشاده شود تا اثر آن محو شود و چون بخيل خواهد انفاق كند زره او بهم فشرده شود و هر حلقه بجاى خود باشد و او همى بگشاده كردن آن كوشد اما گشاده نشود.
و تمثيل خويش و آن ناحقشناسيها كه از قوم خويش ميديد كه وقتى ببركت وى برفاه دنيا رسيده بودند از سير در مراحل كمال بىنيازى ميكردند چنين ميكند: .
إنّما مثلي و مثلكم و مثل الدّنيا كمثل قوم سلكوا مفازة غبراء و لا يدرون
[٤] بخارى.