نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٦٧٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
٢٤٩٢-: لا خير لك في صحبة من لا يرى لك ما يرى لنفسه.
در مصاحبت كسى كه ترا همسنگ خود نداند خيرى نيست.
٢٤٩٣-: لا خير في صحبة من لا يرى لك من الحقّ مثل ما ترى له.
در مصاحبت كسى كه حقى براى او قائلى و نظير آن را براى تو قائل نيست خيرى نيست.
٢٤٩٤-: لا خير في مال لا يزرأ منه و جسد لا ينال منه.
در مالى كه آفت بدان نرسد و تنى كه مصيبت نبيند خيرى نيست.
٢٤٩٥-: لا خير فيمن لا يضيف.
آنكه مهمان نپذيرد خيرى در او نيست.
٢٤٩٦-: لا دين إلاّ بمروّة.
دين جز بجوانمردى قوام نمىگيرد.
٢٤٩٧-: لا دين لمن لا عهد له.
هر كه پيمان نگاه ندارد دين ندارد.
٢٤٩٨-: لا سهل إلاّ ما جعلت سهلا.
هر چه آسانگيرى آسان گذرد.
٢٤٩٩-: لا شيء أحقّ بالسّجن من اللّسان.
هيچ چيز بزندان شدن شايستهتر از زبان نيست.
٢٥٠٠-: لا شيء أغير من اللّٰه.
هيچ كس غيرتمندتر از خدا نيست.
٢٥٠١-: لا صدقة و ذو رحم محتاج.
اگر خويشاوندى محتاج هست صدقه دادن روا نيست.