نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٣٩ - مقدمۀ چاپ دوّم
نون احسن مضموم شود و زيد را مجرور بخوانيم سؤال از زيباترين صفت يا حالت ما عضو زيد است.
به پندار من بيشتر اختلافات در قرائت قرآن از همين جاست كه كلمات بىنقطه و اعراب را بحالت گونهگون خواندهاند و از آن جمله همه قرائتها كه با سياق و معنى سازگار بوده مضبوط مانده است.
و مردم بىخبر بعضى آيهها را بخلاف سياق و معنى ميخواندند چون آيه سوم از سوره برائت كه چنين است: أَنَّ اللّٰهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ كه در سياق جملۀ رسول به اللّٰه پيوسته و مفتوح بايد خواند و معنى چنين است كه خدا و رسول وى از مشركان بيزارند.به زمان عمر يكى بتعليم قرآن بمدينه آمده بود و چون معلم قرآن آيه بر او خواند رسول را بمشركين پيوسته كرد و مكسور خواند كه معنى چنين مىداد:
خدا از مشركان و از پيمبر خويش بيزار است و نو آموز قرآن گفت:
«من نيز از آنكه خدا از او بيزار است بيزارم.»و عمر چون اين بشنيد تعليم قرآن را براى كسانى كه علم و صلاح كافى نداشتند ممنوع كرد.
و هم آيه بيست و پنجم از سورۀ فاطر كه گويد: إِنَّمٰا يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ عِبٰادِهِ الْعُلَمٰاءُ كه الله مفعول و علما فاعل فعل است و اول را مفتوح و دوم را مضموم بايد خواند و معنى چنين است كه از بندگان خدا فقط علما از او ميترسند اما اگر اللّٰه را مضموم و علما را مفتوح بخوانند معنى وارون مىشود كه گوئى خدا را از بندگان خويش فقط از علما ميترسد و چنان كه ميگويند ابو الاسود دئلى يكى را شنيد كه آيه را به همين غلط ميخواند و بفكر افتاد بر كلمات،نقطه و اعراب نهد و هم قواعد نحو را ضبط كند و نخستين كس كه قرآن معرّب و منقوط كرد او بود و هم نخستين كس كه چيزى از قواعد زبان عرب ثبت كرد و اساس نحو نهاد او بود.