نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧١٨ - مقدمۀ چاپ دوّم
٢٧٢٧-: مثل المؤمن مثل النّخلة، ما أخذت منها من شيء نفعك.
حكايت مؤمن چون نخل است هر چه از آن گيرى سودت دهد.
٢٧٢٨-: مثل المؤمن كمثل خامة الزّرع،من حيث أتتها الرّيح كفتها فإذا سكنت اعتدلت و كذلك المؤمن يكفأ بالبلاء و مثل الفاجر كالارزة صمّاء معتدلة حتّى يقصمها اللّٰه تعالى إذا شاء.
حكايت مؤمن چون ساق كشت است از هر سو كه باو وزد آن را منحنى كند و چون باد ساكت شود راست شود مؤمن نيز چنين است كه به بليه منحنى شود و حكايت بد كار چون درخت صنوبر است استوار و بر جا و تا وقتى كه خداى والا اگر خواهد درهمش شكند.
٢٧٢٩-: مثل المؤمن مثل سبيكة الذّهب إن نفخت عليها احمرّت و إن وزنت لم تنقص.
حكايت مؤمن چون شمس طلا است اگر بر آن بدمند تا سرخ شود و وزنش كنند كمتر نشده است.
٢٧٣٠-: مثل المؤمن كالبيت الخرب في الظّاهر فإذا دخلته وجدته مونقا و مثل الفاجر كمثل القبر المشرّف المجصّص يعجب من رآه و جوفه ممتلئ نتنا.
حكايت مؤمن چون خانهاى است به ظاهر خراب كه چون وارد آن شوى ببينى پاكيزه است و حكايت بد كار چون قبر مرتفع