نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٣٨٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
مداوا كنيد زيرا خدا مرضى پديد نياورده جز آنكه دوائى براى آن قرار داده مگر يك درد كه پيرى است.
١١٣٧-: تداووا فإنّ الّذي أنزل الدّاء أنزل الدّواء.
مداوا كنيد زيرا آنكه درد را فرستاد دوا را نيز فرستاد.
١١٣٨-: تدرون ما يقول الأسد في زئيره؟يقول:اللّهمّ لا تسلّطني على أحد من أهل المعروف.
مىدانيد شير در غرش خود چه مىگويد؟.گويد خدايا مرا بر هيچ كس از نيكوكاران مسلط مكن.
١١٣٩-: ترى المؤمنين في تراحمهم و توادّهم و تعاطفهم كمثل الجسد اذا اشتكى عضوا تداعى له ساير جسده بالسّهر و الحمّى.
مؤمنان در مهربانى و دوستى يك ديگر چون اعضاى يك پيگرند كه وقتى عضوى بدرد آيد اعضاى ديگر آرام نگيرند.
١١٤٠-: ترك الدّنيا أمرّ من الصّبر و أشدّ من حطم السّيوف في سبيل اللّٰه عزّ و جلّ.
گذشتن از دنيا از صبر تلختر و از شكستن شمشيرها در راه خدا سختتر است.