نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٠١ - مقدمۀ چاپ دوّم
خدا را رعايت نكند و خويشاوندان را دست نگيرد و در مال خويش حقى براى خدا قائل نيست وى مقامى پست دارد و يكى ديگر خدا نه مال باو داده و نه دانش گويد اگر مالى داشتم مانند فلانى رفتار ميكردم او پيرو نيت خويش است و گناهشان مساوى است.
١٢١٨-: ثلاثة إذا رأيتهنّ فعند ذلك تقوم السّاعة:خراب العامر و عمارة الخراب و أن يكون المعروف منكرا و المنكر معروفا و أن يتمرّس الرّجل بالأمانة تمرّس البعير بالشّجرة.
سه چيز است كه وقتى رخ داد متعاقب آن رستاخيز بپا مىشود آن كه آباد را ويران و ويران را آباد كنند و نيك بد و بدى نيك شود و شخص با امانت بازى كند چنان كه شتر با درخت بازى مىكند.
١٢١٩-: ثلاثة حقّ على اللّٰه تعالى عونهم:المجاهد في سبيل اللّٰه و المكاتب الّذي يريدا الأداء و النّاكح الّذي يريد العفاف.
سه كسند كه يارى آنها بر خدا لازم است آن كه در راه خدا جهاد كند و بندهاى كه براى آزادى خود قرارداد بسته و ميخواهد قيمت آن را بپردازد و كسى كه بمنظور عفت زن ميگيرد.