نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧٧٣ - مقدمۀ چاپ دوّم
حاجتى از او بر آورى يا محنتى از او بر طرف كنى.
٣٠٤١-: من تمام التّحيّة الأخذ باليد.
كمال درود گفتن دست گرفتن است.
٣٠٤٢-: من حسن عبادة المرء حسن ظنّه.
از جمله عبادت نكوى مرد خوش گمان بودن او بخداست.
٣٠٤٣-: من سعادة المرء حسن الخلق و من شقاوته سوء الخلق.
نيكخوئى نيكبختى مرد است و بدخوئى بدبختى است.
٣٠٤٤-: من سعادة المرء أن يشبه أباه.
از لوازم نيكبختى مرد آنست كه مانند پدر خويش باشد.
٣٠٤٥-: من شكر النّعمة إفشاؤها.
از لوازم شكر نعمت داشتن نمودار كردن آنست.
٣٠٤٦-: من فقه الرّجل رفقه في معيشته.
مدارا در معاش از دانش مرد است.
٣٠٤٧-: من فقه الرّجل أن يصلح معيشته و ليس من حبّ الدّنيا طلب ما يصلحك.
اصلاح معيشت از دانش مرد است و جستجوى چيزى كه معاش تو را بصلاح آرد دنياپرستى نيست.