نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٨٠٠ - مقدمۀ چاپ دوّم
٣٢٠٨-: يبصر أحدكم القذى في عين أخيه و يدع الجذع في عينه.
يكيتان خس را در خشم برادرش ببيند و تنه درخت را در چشم خويش نديده گيرد.
٣٢٠٩-: يبعث شاهد الزّور يوم القيمة مدلعا لسانه.
شاهد دروغ روز قيامت آويخته زبان مبعوث مىشود.
٣٢١٠-: يتبع الميّت ثلاثة فيرجع اثنان و يبقى واحد:يتبعه أهله و ماله و عمله،فيرجع أهله و ماله و يبقى عمله.
سه چيز بدنبال ميت روند دو تا باز گردند و يكى بماند.اهل و مال و عمل وى بدنبال روند اهل و مالش باز گردند و عملش بماند.
٣٢١١-: يد اللّٰه على الجماعة.
دست خدا همراه جماعتست.
٣٢١٢-: يذهب الصّالحون أسلافا الأوّل فالأوّل حتّى لا يبقى إلاّ حثالة كحثالة التّمر و الشّعير لا يبالى اللّٰه بهم.
شايستگان طبقه بطبقه روند تا جز پوستى چون پوست خرما و جو نماند كه خدا به آنها اعتنا نكند.
٣٢١٣-: يسّروا و لا تعسّروا.
سهل گيريد و سخت مگيريد.
٣٢١٤-: يطبع المؤمن على كلّ خلق ليس الخيانة و الكذب.
مؤمن هر خوئى تواند داشت