نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٥٣٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
١٨٠٠-: شرّ الناس من أكل وحده و منع رفده و جلد عبده و شرّ منه من لا يقيل عثرة و لا يقبل معذرة و شرّ منه من لا يرجى خيره و لا يؤمن شرّه.
بدترين مردم آن كس است كه تنها غذا خورد و رسيده خويش را بىنصيب كند و بنده خويش را بزند و بدتر از او كسى است كه خطائى را نبخشد و عذرى نپذيرد و بدتر از او كسى است كه بخيرش اميد نيست و از شرش امان نيست.
١٨٠١-: شرار أمّتي من يلى القضاء إن اشتبه عليه لم يشاور،و إن أصاب بطر و إن غضب عنف و كاتب السّوء كالعامل به.
بدترين امت من كسى است كه عهدهدار قضا شود اگر بترديد افتد مشورت نكند و اگر بصواب رود گردن فرازد و اگر خشمگين شود خشونت كند و هر كه بدى را نويسد مانند كسى است كه بدان عمل مىكند.
١٨٠٢-: شرار النّاس شرار العلماء.
بدترين مردم علماى بدند.
١٨٠٣-: شرّ ما في الرّجل شحّ هالع و جبن خالع.
بدترين صفت مرد بخل مفرط است و ترس شديد.
١٨٠٤-: شرار أمّتي الثّرثارون المتشدّقون المتفيهقون و خيار أمّتي أحاسنهم أخلاقا.
بدان امت من پر گويان پر چانه