نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٢٤٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
٤٦٤-: ألا أنبئك بشرّ النّاس؟من أكل وحده و منع رفده و سافر وحده و ضرب عبده،ألا أنبئك بشرّ من هذا؟من يخشى شرّه و لا يرجى خيره ألا أنبئك بشرّ من هذا؟من باع آخرته بدنيا غيره ألا أنبئك بشرّ من هذا؟من أكل الدّنيا بالدّين.
ميخواهى ترا از كسى كه از همۀ مردم بدتر است خبر دهم؟.، آن كس كه تنها غذا خورد و بكسى چيزى ندهد و تنها سفر كند و بندۀ خويش را بزند،ميخواهى ترا از كسى كه بدتر از اوست خبر دهم؟ آنكه از شر او بترسند و بخيرش اميد نداشته باشند ميخواهى ترا از كسى كه بدتر از اوست خبر دهم؟ آنكه آخرت خويش را بدنياى ديگرى فروشد ميخواهى ترا از كسى كه بدتر از اوست خبر دهم؟آنكه بوسيلۀ دين از دنيا بهرهمند شود.
٤٦٥-: ألا أعلّمك خصلات ينفعك اللّٰه تعالى بهنّ؟عليك بالعلم فإنّ العلم خليل المؤمن و الحلم وزيره و العقل دليله و العمل قيّمه و الرّفق أبوه و اللّين أخوه و الصّبر أمير جنوده.
مىخواهى صفاتى بتو بياموزم كه خداوند ترا بآنها منتفع سازد؟ دانش آموز كه دانش دوست مؤمن است و بردبارى پشتيبان او و عقل رهبر و عمل قيم و مدارا پدر و ملايمت برادر اوست و صبر امير سپاه وى بشمار ميرود.